Tuesday، February 3، 2009

تندرویها

مدتی که ننوشتم به مرور نوشته ها، شنیدن حرفهای دوستان و تحقیق گذشت. جمعبندی ام این است که در بیان قدری تندی شده است. تندی در بیان هم متاسفانه سبب سوء برداشتهای بسیار. به هر حال جای اندیشه بسیار است و گفتار کم.

Monday، February 2، 2009

نشانی ایمیل

با عرض ارادت بیکران محضر جناب آشتیانی،

نشانی ایمیل حقیر alij.ir در gmail دات کام است. بیصبرانه در انتظار نامه تان هستم و پیشاپیش از عنایت حضرتعالی سپاسگزارم.

التماس دعا

Saturday، January 10، 2009

روانشناسان

دون بزرگوار ضمن مطلبی نوشته:

قابل توجه تمام روان شناسانی که دوستی مان می کنند:‌ دوستی تان ناچسب است . . .قابل توجه تمام دوستانی که روانشاسی مان می کنند: روان شناسی تان حال ادم را بد می کند . . . تصمیم بگیرید که مدام یک اش هستید، دوست یا روانشناس و آن دیگری را نکنید . . . این یک توصیه دوستانه بود . . . اگر هم فهمیدید با شما هستم، بعدش نیایید بلند بلند بگویید که فهمیدیم منظورت ما بودیم . . . با همه تان هستم. . . یا همه تان که فکر می کنید من با خود تنهایتان حرف می زنم . . . با تمام تان هستم.


عجیب دلنشین نوشته است. جانا سخن از زبان ما میگویی.

Thursday، January 8، 2009

بی کسی

تو این بی کسی، یکی نیست یقه ما رو بگیره بگه عاشقی حال نیست، عاشقی مقامه.

خیر

میگن یه بابایی نشسته بود کنار یه رودخونه گل آلود، نون خشک کپک زده رو میزد توی آب و میخورد و میگفت: خدایا شکرت. یکی رد میشد، گفت: عمو! اینم آخه شکر داره؟ گفت: این از صد تا فحش بدتره.

حالا هم قربونت برم که همش به سر ما خیر میباری و وضع ما اینه. یک وقت نکنه مثلا اون چیزی که ما میخوایم خیر توش باشه ها. باز آخدا زدی کاسه کوزه رو ریختی به هم.

شکرت! شکر.